عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

78

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

برف و حنا 102 و از عجايبى كه در اين چند روز در ريگان ديده شد مسئلهء نزول رحمت است كه از پيران سالخوردهء بم و نرماشير كه همراه [ 64 ] اين اردو داشتيم مثل حاجى اسد اللّه خان سرهنگ سيستانى و از اهل شهر كرمان مثل حاجى سهراب خان و حاجى ولى خان و خلق خود ريگان تحقيق شد هرگز در اين نقطه برفى كه فى الواقع برف باشد نه حرف نيامده است ، و در اين چند روز يك مرتبه هم همانطورها آمد و دو روز بعد از آن‌كه عبارت از شب جمعه هيجدهم رجب باشد طورى برف آمد كه على الصّباح با حدّت گرمى زمين و آنچه آب شده بود زياده از يك چهار يك بلكه مىتوان گفت در بعضى جاها نيم ذرع برف بالاى هم ريخته و مشابه سرحد شده بود . اگرچه براى حناى صيفى اين حدود به نهايت مضرّ [ بود ] و كمتر جائى در نرماشير و ريگان است كه ريشهء حنايش را سورت برف نيفسرده جان به سلامت برده باشد . ليكن چون ضرر فعلى اتلاف حنا را نعمت مآلى وفور ارزاق از پس است به‌حدّى شكرگزار و اميدوار شديم كه ما فوق بر آن متصوّر نبود . ولى اين خوشوقتى فقط براى من و رعيّت بيچاره بود كه من از زحمت تدارك كردن جنس شهر خود را آسوده مىديدم و فقرا از وفور و ارزانى آن ، و الّا صاحبان حنا را آمدن اين برف از يخ افسرده‌تر كرده بود . اميدواريم تا آخر سال به همين منوال عنايت خداوندى شامل و برف و باران به موقع نازل شود . شكار هشت آهو 103 و در اين چند روز يكى دو مرتبه هم به شكار آهو رفته يك روزش به قرار ذيل هشت آهو صيد كرديم : محمد مهدى خان پسر وكيل الملك ، دو رأس - سرتيپ ميرزا احمد خان ، دو رأس - آقا على پيشخدمت ، رأس - ميرزا خان سرهنگ ، رأس - ميرزا على اصغر خان ، رأس - محمد على بيك جلودار ، دو رأس . ولى خود من در اين روزها ابدا شكار نكرده [ ام ] و كمتر وقتى آهو به‌طرف من آمد و يكى دو مرتبه هم كه آمد تير انداختم نخورد و اگر آهو هم مىآمد اين روزها بدبختانه تير من نخواهد خورد و پيش اجزاء و نوكرها كمال خجلت و خفت را دارم و مىبرم . [ 65 ]